ریز علی خواجوی یا ازبرعلی حاجوی دهقان فداکار
0

ریزعلی خواجوی نمادی از شجاعت ایثار و از خودگذشتگی

ریزعلی خواجوی دهقان فداکار نمادی از شجاعت و ایثار و از خودگذشتگی

زندگینامه و بیوگرافی ریزعلی خواجوی: ریزعلی خواجوی معروف به دهقان فداکار، که اسم واقعی او ازبر علی حاجوی بود در پنجم اسفند ۱۳۰۹ در شهرستان میانه آذربایجان شرقی متولد شد. داستانی که سال‌هاست با نام “دهقان فداکار” در کتاب فارسی مدارس ایران به چاپ رسیده است، داستان ریزعلی خواجوی در کتاب فارسی نوستالژی دوران تحصیل بچه های دهه ۶۰ است و اکنون در مجله اینترنتی از بهترین قصدا داریم شرحی از فداکاری و شجاعت او را که در نجات جان صدها مسافر قطار موثر است به رشته تحریر درآوریم.

در آذرماه ۱۳۴۰، در سی و دو سالگی، شب هنگام در کنار ریل قطار متوجه ریزش کوه و مسدود شدن مسیر شد. او که می‌دانست برخورد قطار با این توده سنگ به فاجعه‌ای ناگوار ختم می‌شود، با فداکاری و شجاعت تمام، برای نجات جان مسافران، اقدام به علامت دادن به قطار کرد.

( تصویر ذهنی از ریزعلی خواجوی – ازبرعلی حاجوی – داستان دهقان فداکار )

ریز علی خواجوی دهقان فداکار ازبرعلی حاجوی

ابتدا فانوس خود را روشن کرد و آن را به سمت قطار تکان داد، اما راننده متوجه نشد. سپس، در اقدامی شجاعانه، کت خود را آتش زد تا شعله‌های آتش توجه راننده را جلب کند.تلاش‌های ازبرعلی حاجوی ثمر داد و راننده قطار با دیدن شعله‌های آتش، متوجه خطر شد و به موقع ترمز کرد. به این ترتیب، جان صدها مسافر قطار از یک فاجعه بزرگ نجات یافت.

اما داستان فداکاری او به اینجا ختم نشد. پس از توقف قطار، مسافران که از تاخیر عصبانی بودند، ازبرعلی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. تا اینکه او با نشان دادن ریزش کوه و خطری که جان آنها را تهدید می‌کرد، خشم آنها را فرو نشاند. فداکاری ازبرعلی حاجوی بی‌توجه نماند. در سال ۱۳۸۵ در سومین همایش اعطای تندیس ملی فداکاری از وی تجلیل و این تندیس به او اهدا شد. همچنین، ماجرای فداکاری او در سال ۱۳۴۷ با روایتی مشابه دستمایهٔ فیلم مستندی به نام “اون شب که بارون اومد (حماسهٔ روستازادهٔ گرگانی)” به کارگردانی کامران شیردل قرار گرفت.

ازبرعلی حاجوی  / ریز علی خواجوی در سال ۱۳۹۶ در سن ۸۶ سالگی درگذشت، اما یاد و خاطره او به عنوان یک قهرمان فداکار، برای همیشه در ذهن مردم ایران باقی خواهد ماند. فداکاری ازبرعلی حاجوی درس‌های بزرگی مانند ایثار، از خودگذشتگی و مسئولیت‌پذیری را به ما می‌آموزد. او به ما نشان داد که در مواقع بحرانی، با شجاعت و فداکاری می‌توان جان انسان‌های دیگر را نجات داد. حالا همه متوجه شدیم که ریزعلی خواجوی چرا معروف است.  محل خاکسپاری و قبر ریزعلی خاجوی، دهقان فداکار: در جوار بارگاه مطهر امامزاده اسماعیل(ع) شهر میانه اسن.

نکاتی درباره دهقان فداکار :

  • نام اصلی ریزعلی خواجوی که بود ؟  او ازبرعلی حاجوی بود، اما به دلیل اشتباه چاپی در روزنامه اطلاعات، به نام ریزعلی خواجوی شناخته شد.
  • او در زمان فداکاری، حدود ۳۰ سال سن داشت.
  • شغل اصلی ریزعلی حواجوی کشاورزی/ دهقان بود.
  • او در روستای قره‌قوچ از توابع شهرستان میانه در استان آذربایجان شرقی زندگی می‌کرد.
  • فداکاری او درس‌های بزرگی مانند ایثار، از خودگذشتگی و مسئولیت‌پذیری را به ما می‌آموزد.

پیامدهای فداکاری دهقان فداکار :

  • فداکاری ریزعلی خواجوی بازتاب گسترده ای در رسانه ها و بین مردم داشت.
  • از او به عنوان “دهقان فداکار” تجلیل شد و داستان او در کتاب های درسی و فیلم ها روایت شد.
  • نام ریزعلی به عنوان نمادی از فداکاری و از خودگذشتگی در فرهنگ ایرانی جاودانه شد.
  • داستان فداکاری ریزعلی خواجوی، نسل های زیادی از ایرانیان را با مفاهیمی مانند فداکاری، از خودگذشتگی و ایثار آشنا کرده است.
  • او به عنوان الگویی برای جوانان ایرانی شناخته می شود و نام او در تاریخ ایران جاودانه شده است.
همچنین مطالعه نمایید:  متن پیام تسلیت با لحن صمیمی برای ابراز همدردی به دوستان

 برای تکریم و گرامیداشت یاد و خاطره این قهرمان ملی و وطن دوست که جان مسافران را با شجاعت و تصمیم سریع و به لحظه خود نجات داد شعری را تقدیم این قهرمان ملی میکنیم

 این متن ادبی ساده و بی آلایش، تلاش می‌کند تا داستان فداکاری ریزعلی خواجوی را به زبانی ساده و روان بیان کند.

شعر نو، دکلمه 

در باره ریز علی خواجوی / دهقان فداکار

***

در دل شب، کوه خروشید، سنگ‌ها می‌ریخت

قطاری در راه بود، دلش می‌تپید

ریزعلی، مرد ساده، دلش پر از شور

به جان خرید آن شب، جان مسافر

لباسش را آتش زد، در آن تاریکی مطلق

که نجات دهد قطار را از آن حادثه تلخ

با دست‌های خالی، در مقابل کوه

شد آتشی فروزان، در آن شب سرد و گمراه

صدای سوت قطار، در دل کوه پیچید

ریزعلی آرام گرفت، وقتی قطار ایستاد

او قهرمان شد آن شب، در دل هر ایرانی

نماد فداکاری شد، در تاریخ جاودانی

 

شاید بهترین جمله با فانوس و قطار در وصف فداکاری ریز علی خواجوی این باشد که بگوییم”در آن شب شوم، فانوسش، سلاحی شد در دستان یک دلیر، که قطار را از پرتگاه مرگ بازداشت.”

در این متن ، از عناصر شعری مانند تکرار کلمات، تشبیه و استعاره برای ایجاد ریتم و تأکید بر مفاهیم اصلی داستان استفاده شده است.

داستان ریز علی خواجوی و دهقان فداکار به انگلیسی

The short story of Ali Khajawi Or Dehghan Fadakar in English

Absolutely! Here’s the English translation of the text, keeping the same tone and style:

In December 1961, at the age of 32, while walking near a railway track at night, he noticed a landslide blocking the railway. Knowing that a collision between the train and the rocks would lead to a terrible disaster, he selflessly and bravely took action to save the passengers.

First, he lit his lantern and waved it towards the oncoming train, but the driver didn’t notice. Then, in a courageous act, he set his coat on fire to attract the driver’s attention with the flames. Azbarali Hajavi’s efforts paid off, and the train driver, seeing the fire, realized the danger and applied the brakes in time. As a result, the lives of hundreds of passengers were saved from a major catastrophe.

However, the story of his selflessness didn’t end there. After the train stopped, the passengers, angry at the delay, beat up Azbarali. It was only after he showed them the landslide and the danger that had threatened their lives that their anger subsided.

Azbarali Hajavi’s selflessness did not go unnoticed. In 2006, he was honored at the third National Selflessness Award ceremony and was presented with the award. Moreover, the story of his selflessness in 1968 served as the basis for a documentary film titled “The Night it Rained (The Epic of a Villager from Gorgan)” directed by Kamran Shirdel.

Azbarali Hajavi passed away in 2017 at the age of 86, but his memory as a selfless hero will forever remain in the minds of the Iranian people. Azbarali Hajavi’s selflessness teaches us great lessons such as sacrifice, selflessness, and responsibility. He showed us that in times of crisis, with courage and selflessness, we can save the lives of others.

 

منابع:

ویکی پدیا

همشهری آنلاین

 

 

اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × سه =